جعفر رحمن زاده صوفيانى
112
عربى سرايان آذرى زبان ( فارسى )
كعبهى گل ولادتش را مكان * كعبهى دل ولايتش دلستان ز واجب و ممكنش اين دو نشان * ز من بدان بگو نه اين و نه آن فلا تك - - - - ونن من الجاهلين بگويم ار حق نبود ناحق است * حقش بخوانم ار به حق ملحق است چو نور حق ز نور حق مشتق است * به حق يقين ز هستى مطلق است إن هذا له - - - و الحق اليقين خواند چو او قد أفلح المومنون * حزب وى است حزب خداى بىچون إن حزب اللّه هم المفلحون * أصحاب الجنة هم الفائزون إنا كذلك نجزي المحسنين به جنت و نار چو آمد قسيم * شيعهى او بهشتش اول نعيم وإن من شيعة لإبراهيم * إذ جاء ربه بقلب سليم إن - - ه م - - ن ع - بادنا المؤمنين على بود آينهى حقنما * خليفه و ابن عم مصطفى به چهرهى خلق پى اعتلا * نام على نقش نموده خدا تبارك اللّه أحسن الخالقين شمس عيان ذره پى جستجو * خانه به خانه در به در كو به كو به گمرهان رانده مانده هر سو * محب غال و مبغض قال او